سلام ، سلامی نه به خنکی پائیزی که در راهه ، سلامی گرم گرم نه به گرمائی که توی کاناداست به گرمای گرم وطن اما نه چنان سوزان

همچنان زندگی می گذرد . نه،  شاعر نشدم، افسرده و سر خورده هم نشدم ، فقط یه کمی حال و هوای غربت،  منو گرفته ولی خوب زیاد مهم نیست . بگذریم

زندگی با فراز و نشیب خودش داره می گذره، بد نیست، تا اینجا راضی بودم. خیلی خیلی وقت کم می یارم ، گه گاهی میام یه سری می زنم ولی نه می تونم بنویسم و نه می تونم وبلاگ دوستان رو بخونم.

به هر حال توی پست های قبلی حجت رو برای همه ی هموطنای عزیز تمام کردم . (از نظر شخص بنده) که البته از واقعیت هم چندان دور نیست.

نه می تونم از زندگی شخصی خودم بنویسم و نه می تونم خبرای روز رو توی وبلاگم بیارم. باری به هر جهت زندگی روزمره، گاه سخت و گاه آسون ، گهگاهی پر از غم و اندوه و هر از گاهی هم لبالب از خنده و نشاط می گذره ، در مجموع بد نیست یه زندگی مثل کشور خودمون، منتها با یه کمی یا شاید هم بیشتر از یه کمی تفاوت.

روزهای خوش و پر از نشاط رو برای همه ی هموطنان عزیز آرزومندم تا دل نوشته های بعدی