چی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دونم چه طور و از کجا شروع کنم بی مقدمه می رم سر اصل مطلب باید بگم که از همه ی دوستان خوب  و مهربونی که با گذاشتن نظراتشون کلی روحیه به من می دن تشکر می کنم حقیقت امر اینکه که این روزا واقعا وقت کم می یارم گاهی پیش میاد که فقط به عشق شما عزیزان می یام یه سری می زنم نظرات شما رو می خونم ولی شرمنده می شم که نمی تونم جواب تک تک شما دوستان رو بدم. در اصل هم تشکر می کنم و هم معذرت می خوام .

اوضاع و احوال طبق روال عادی خودش داره می گذره مطلب خاصی به ذهنم نمی رسه که بخوام بگم در مورد خیلی از مسائل هم توی این وبلاگ و هم وبلاگهای دوستان دیگه صحبت شده تا اونجائی که امکان داشته از خوبیها و بدیها و سختی ها و عیب و ایرادهای اینجا  و اینکه چی بیاریم چی نیاریم متناوبا و مفصل بحث شده و در انتها قضاوت امر دست شما دوستان عزیز سپرده شده که با جمع بندی مطالب و تجربیات بتونید یه نتیجه ی مطلوب بگیرید. به هر حال .....

برای همه ی دوستان که سری به این کلبه ی درویشی می زنن آرزوی موفقیت و پیروزی می کنم و تشکر ویژه از همه ی شما عزیزان

 

سربلند و پاینده باشید  

نکته: اصلا یادم نبود که پارسال همین موقع ها بود که شروع به نوشتن کردم چقدر زمان زود می گذره یکسال گذشت وای..............................................

 

 

کار - کار - کار  در مونترال

خوب توی این پست به دلیل درخواست بسیاری از دوستان می خوام در مورد اینکه آیا کار پیدا می شه یا نه یه چیزهائی بنویسم که باز از دید شخصی اینجانبه.

همانطور که در یکی از پست های قبلی هم اشاره کردم و شاید به تناوب دوستان دیگه هم در این مورد چیزهائی نوشته باشند باید خدمتتون عرض کنم که دوستان خوب همیشه و همیشه برای آدمی که بخواد کار کنه کار هست.

قبلا اشاره کردیم که برای دوستانی که با تخصص بالا و تحصیلات آنچنانی ( که البته اکثریت دوستان از همین دسته اند) در تخصص و رشته ی خودشون به راحتی کار پیدا نمی شه این رو به جرات و به صراحت می گم چونکه صد در صد همینه هیچ وقت یه پزشک یا یک مهندس عالی رتبه رو همون ابتدای کار یه پست خوب و عالی بهش نمی دن. این رو همه می دونیم. اینجا باید و باید یه سری مراحل رو بگذرونیم تا بتونیم توی تخصص خودمون با یه پست بالا استخدام بشیم.

از این مسئله که بگذریم اگه زبان فرانسه و انگلیسی رو مسلط باشید به راحتی می تونید کار پیدا کنید حالا این کار ممکنه توی یه سوپرمارکت باشه یا اینکه جاهای دیگه البته هستند دوستائی که بعد از ۵ یا ۶ ماه کار مرتب با رشته ی تحصیلی خودشون پیدا کردند که البته اون هم یه سری مسائل مربوط به خودش رو داره.

به هر حال لپ کلام اینکه با تلاش و کوشش  کار پیدا می شه و هیچ کس بیکار نمی مونه. بستگی به این داره که خودمون چه جور روحیه ای داشته باشیم مثلا یه نفر هست که با مدارک عالیرتبه از نظر تحصیلات و چه از نظر زبان می ره و توی یه مغازه دلیوری یا کارهای دیگه می کنه بعضی از آدمها هم هستند که ترجیح می دن که پله پله با شرایط اینجا پیش برند.

البته همه ی ما این  مسئله رو می دونیم که کار کردن (شرافتمندانه) عیب و عار نیست و باز همه این رو می دونیم که اشخاص با هم متفاوتند و سلایق مختلفی دارن  و هر شخصی مختاره که برای خودش هر طور که دوست داره تصمیم بگیره .

آخر آخر آخرش به شرط اینکه بتونی با این جماعت ارتباط برقرار کنی کار هم پیدا می کنی.

امیدوارم که دوستان تا ته خط رو رفته باشند و تونسته باشند که یه نتیجه ی مفیدی بگیرن.

همیشه شاد و کامیاب باشید

می نویسم تا ....

خوب این پست از اون پست هائی که فقط محض اعلان موجودیته .

 یه جورائی حسابی مشغول زبان خوندن هستم خیلی فرصت نوشتن پیدا نمی کنم حتی فکر کردن به اینکه از کجا و چی و چه طور بنویسم هم برام سخت شده.

گاهی وقتا می رم تو فکر که به قول بابام گفتنی : بابا این چه کاری بود که کردی؟؟؟ بعد به خودم نهیب می زنم که ای بابا سوار ماشین شدی و توی جاده افتادی حالا فکر کن اگه بخوای وسط جاده سمت خاکی بزنی کنار چی پیش می یاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته اتفاق خاصی نمی افته ولی خوب ....

به هر حال مطمئنم که برای همه ی اونائی که هجرت می کنند صددرصد یه همچین شرایطی پیش می یاد. دلتنگی همیشه و همیشه باهامون همراهه.

البته مطمئنا توی وطن خودمون هم که بودیم یه وقتهائی این حس رو پیدا می کردیم ....

خلاصه مطلب اینکه این نیز  بگذرد.....